معنای انتظار

 

 

 

آن‌چه درباره عبادت بودن و ثواب داشتن انتظار فرج گفته شده، یا در اغلب موارد و یا به عنوان یکی از مصداق‌های تام انتظار فرج، انتظار گشایش گره‌های کار امت و شیعیان است، نه فرج امام زمان (صلوات الله و سلامه علیه). یکی از این دو احتمال است: یا در اغلب موارد، مقصود از انتظار فرج که عبادت است و ثواب دارد، همین گره‌گشایی از کار بندگان خداست و یا این‌که اگر فرج امام زمان صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه هم هست، یا یکی از مصادیق فرج است و یا مصداق اتم نیست.

این‌که انسان‌ها، مؤمنین و شیعیان انتظار داشته باشند که گره از کار خلق باز شود، گره‌های خلقی، اعتقادی، رفتاری، اجتماعی، اقتصادی و ...، انتظارِ این‌ها عبادت است، چون با امید به رحمت خدای متعال و رجا به فضل الهی تطابق و تناسب تام و تمام دارد.

البته با توجه به این‌که در فرج امام زمان صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه هم چنان‌که از ظواهر فهمیده می‌شود، بسیاری از گره‌های کار خلق باز می‌شود، یا بسیاری از باز شدن‌ها به نقطه پایان و تمامیت می‌رسد و الا باز شدن گره‌ها از خیلی جلوتر شروع می‌شود، مربوط به زمان انتظار نیست؛ از دوره قبل از فرج آرام آرام شرایط ظهور که فراهم می‌شود، فرجی حاصل می‌شود یعنی گره از کار خلق، هم کارهای دنیوی و هم کارهای اخروی باز می‌شود و تمامیت آن به دست حضرت انجام می‌شود و الا این‌گونه نیست که مردم همین‌طور به دنبال کارهای خودشان باشند، فساد در دریا و خشکی و زمین و آسمان به دست مردم انجام شود و منتظر یک معجزه باشند.

اگر کار به معجزه انجام می‌شد، یک‌صد و بیست و چهار هزار پیامبر هم آمدند و معجزات بزرگی ارایه کردند. کسانی مانند حضرت نوح علیه‌الصلات‌و‌السلام معجزه‌اش این بود که به‌طور کلی ستمگران و کفار را ریشه‌کن کرد و اثری از آن‌ها باقی نماند، اما در عین حال طولی نکشید که نسل بعدی یا چند نسل بعد، اگر شبیه نسل‌های گذشته نشدند، خیلی تفاوت هم نداشتند. کفار، مشرکین و مستکبرین، همه باقی‌مانده‌های نسل صالحان قوم حضرت نوحند.

بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که امام زمان یک شمشیری بیاورند که همه را از دم قلع و قمع کند. چون اگر قلع و قمع کند، تا به حال بارها و بارها این اتفاق افتاده و قلع و قمع شدند، به‌صورت تام و تمام در عصر حضرت نوح اتفاق افتاده ولی دوباره به سر جای اول برگشته. یک مسیر خارق العاده نیست، مسیر طبیعی است همراه با فرآیند بسیار گسترده تکامل انسان‌ها که ان شاء الله به نتیجه برسند.

بنابراین اولاً، انتظار فرج که عبادت است و فرج به معنای گره‌گشایی از کار امت، شیعیان و به‌طور کلی خلق خدای متعال، این عبادت بسیار بزرگی است و انسان هر قدمی که در مسیر گره‌گشایی بردارد، در واقع در مسیر تام‌ترین و کامل‌ترین عبادات قدم برداشته. البته با توجه به همین نکته گفته شده، انتظار ظهور امام زمان صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه هم از مصادیق انتظار فرج به حساب می‌آید.

نکته دوم با توجه به آنچه در نکته اول گفته شد، این است که: این کار با توجه به بسیاری از شواهد که یکی، دو مورد از آن گفته شد، با اعجاز همراه نیست و به‌صورت طبیعی است. اگرچه آن‌چه که در روایات آمده، برای انسان آن عصر امر خارق العاده و معجزه‌وار بوده؛ این‌که امام زمان صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه را در هر جایی از کره زمین مشاهده می‌کنند، در زمان گذشته این را معجزه می‌دانستند، چون امکان مشاهده حضرت وجود نداشت. کسانی می‌توانستند حضرت را مشاهده کنند که نزدیک و در فاصله چند متری او باشند، اما این‌که آن حضرت در مکه باشند، اهل مدینه، کوفه، بصره و نقاط دوردست ایشان را ببینند، برای آن‌ها معجزه بود. ولی نه‌فقط الآن با توجه به ابزار جدید معجزه نیست، بلکه با توجه به ابزارهای دقیق‌تر، کامل‌تر و علمی‌تری که در آینده ان شاء الله به ظهور خواهد رسید، مشاهده حضرت حتی بیشتر از مشاهده از طریق تلویزیون و تصاویر تک بعدی است.

یا اگر مثلاً در روایات دارد که حضرت وقتی که کنار کعبه می‌ایستد، فریاد می‌زند و ندا می‌دهد که اهل عالم، من مهدی هستم و همه به من ایمان بیاورید، صدا به همه‌جا می‌رود، این برای گذشته که ابزار رساندن صدا فقط حنجره بود، البته کار خارق العاده‌ای است که کسی با حنجره خود، صدایش را به همه عالم برساند. ولی الآن مشاهده می‌فرمایید که یک نفر در مرکزی در هر کجای دنیا، در غرب یا شرق صحبت می‌کند، صدایش به‌آسانی بدون این‌که فریاد بزند و به خودش زحمت بدهد، به همه‌ی دنیا می‌رسد.

بقیه مواردی هم که درباره ظهور حضرت حجت صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه گفته شده، از همین قسم است یعنی با توجه به فکر، فهم و ادراک پیشینیان، معجزه‌وار است، اما با توجه به ابزار و وسایلی که حالا به وجود آمده، بلکه ابزار و وسایلی که در آینده به وجود خواهد آمد و کشف و اختراع می‌شود، این‌ها امور طبیعی هستند. نه‌فقط ابزار و وسایل، بلکه حوادث و رخ‌دادهایی هم که اتفاق می‌افتد، امور طبیعی است و امر خارق العاده نیست.

همچنان‌که مثلاً سی و پنج سال پیش در کشور ما نهضتی اتفاق افتاده که مردم نه تیر داشتند، نه توپ، تفنگ، مسلسل و ... داشتند و در نقطه مقابل، رژیم طاغوت همه‌چیز داشته و با همین الله اکبر گفتن آن را ساقط کردند. این یک کشوری با یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مساحت است، این را ده برابر و بیست برابر کنید، یک مقدار که مسیر و فرآیند رشد انسان‌ها به پیش رود و به فعلیت برسد،‌ اتفاق‌‌های مشابه آن‌چه در کشور ما رخ داده،‌ در مقیاس چندین و چند برابر، امکان اتفاق آن هست. بنابراین آنچه در این مسیر اتفاق می‌افتد، مسیر طبیعی تکامل تدریجی انسان‌هاست، به‌گونه‌ای که مشتاق شوند و عدالت را ببینند.

نکته سوم این است که وقتی امام زمان صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه ظاهر می‌شوند و به اصطلاح فرج اتفاق می‌افتد که انسان‌ها مشتاق مشاهده عدالت باشند و این اشتیاق هم درست و راست باشد، نه این‌که بر اساس احساسات و عواطف باشد و مثلاً بخواهند فیلم نگاه کنند و حال این‌بار می‌خواهند فیلم عدالت و عدالت‌گستری یا فیلم  پلیس خوب را ببینند. این اشتیاق باید حقیقی، واقعی و راستین باشد و نشان اشتیاق راستین آن است که پیش از آن‌که به مرتبه عدالت تام برسند و آن را مشاهده کنند، آرام آرام خودشان در مسیر عدالت گام برمی‌دارند. یعنی به تزکیه درون، تخلیه صفات، افکار و رفتار ناپسند می‌پردازند و همین‌طور که آرام آرام پیش می‌روند، نقطه‌ی اوج و تکامل به دست ولی الله اعظم انجام خواهد شد. بسیاری از کمالاتی که حتی در اعصار انبیا علیهم الصلات و السلام و اولیای خدا صلوات الله علیهم اجمعین انجام نشده است، قبل از عصر ظهور انجام خواهد شد.

نکته دیگر و آخرین نکته این است که ضمن این‌ که انسان‌ها رو به کمال می‌روند و در نتیجه اشتیاق مشاهده و اجرای عدالت دارند و در عمل هم خود گام‌های بلندی را برمی‌دارند، ولی با این‌که ظلم همه‌جا را گرفته باشد، منافات ندارد. آن ظلمی که همین‌طور که پیش می‌رویم، گسترش بیشتری پیدا می‌کند، غیر از ظلمی است که در گذشته وجود داشته، غیر از ظلمی است که یک نفر پیدا می‌شد به قدرت‌، زور، قهر، غلبه و مانند آن ملت‌ها را تسخیر می‌کرد و اگر کسی صحبت می‌کرد، زبانش را قطع می‌‌کرد، کسی بلندتر نفس می‌کشید، به دار می‌آویخت و ... از این قسم ظلم نیست، بلکه ظلمی است که ضمن این‌که ظلم و نارواست و مناسب کرامت انسانی نیست، ولی انسان‌ها آن را خوشایند می‌یابند. بنابراین با عمله و اکره ظلم و ستمگران بزرگ همراهی و همگامی می‌کنند.

یعنی تحولات فرهنگی عمیق اتفاق می‌افتد که انسان‌ها آنچه که برای آن‌ها ظلم است و با کرامت یا فطرت توحیدی‌شان ناسازگار هست را ناسازگار نمی‌یابند، بلکه خلاف آن را سازگار می‌یابند و به دنبال آن‌چه با فطرت و کرامت آن‌ها سازگار نیست، می‌روند. مانند آن‌چه هم‌اکنون اتفاق افتاده که به اسم آزادی آدم‌ها را چنان تسخیر کردند که حاضرند هر کاری انجام بدهند و فقط اسم آن آزادی باشد، به نام دموکراسی، فرهنگ، اختیار، رأی دادن و مانند این‌ها. اتفاقی که افتاده است، گسترش پیدا می‌کند.

الآن از بین 190 کشور ممکن است در 10 کشور این‌گونه باشد که با میل و رغبت خود، در مسیر ظلم ستمگران یا طرح‌ها و نقشه‌های ظالمانه و استکباری مستکبران قرار می‌گیرند، اما بقیه این‌گونه نیستند و به زور مورد قهر و قصر قرار می‌گیرند. اما این گسترش پیدا می‌کند، به‌گونه‌ای که هرچه رادیو می‌گوید، همان را می‌شنوند، هرچه روزنامه‌ها می‌نویسند، هرچه را که طراحان اصلی اداره این جهان تصمیم می‌گیرند، همان‌ها را با میل و رغبت انجام می‌دهند.

ضمن این‌که ظلم وجود دارد، ولی انسان‌ها باید در مسیری بروند که با ظلم فاصله بگیرند یعنی حداقل 1ـ دل آن‌ها موافق با این امر نباشد، غرایز و شهوات‌شان با طراحی‌های جهانی همگام باشد 2ـ در حد توان و اقتضای موقعیت‌ها‌ی‌شان با این ظلم حداقلْ مقابله و درگیری داشته باشند.

این اتفاق باید بیفتد و تا نیفتد، انتظار معجزه نباید داشته باشیم. اگر قرار بود معجزه شود، خیلی از زودتر از این می‌توانست بشود، آن‌هم به دست کسانی که قطعاً و یقیناً از حضرت مهدی صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه برتر بودند، مانند امیر المؤمنین، مانند وجود مبارک خودِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. ملاحظه می‌کنید که در کارهایی که پیامبر انجام داده، کار به‌صورت طبیعی، آرام و تدریجی انجام شده؛ به آن‌ها حمله کردند، گاهی عقب رفتند، گاهی جلو آمدند، گاهی نقشه ریختند، آن‌ها را در شعب ابی‌طالب محاصره کردند. او ختم انبیاست، بزرگ‌تر از او انسانی در همه عالم هستی به‌وجود نیامده است، ولی سه سال گرسنگی، سختی و گرفتاری را تحمل کردند تا بلکه زمینه در جای دیگر فراهم شود، نه این‌که معجزه‌ای کنند و همچنان‌که شق القمر کردند، سرها از تن‌ها جدا شود.

 

 

 

زیارت آل یاسین، زیارت عاشقان و شیعیان تام الاعتقاد

آن کسانی که اصلاً غیر از حق نمی‌بینند، هرچه گفتند، درست خواهد بود؛ هرچه بگویند. در زیارت آل یاسین می‌خوانیم: السلام علیک حین تقوم، حین تقعد، حین تجلس، حین ترکع ... هرچه بگوییم، درود بر تو. این درود به معنای تعارف کردن نیست. خداوند در قرآن و به تبع او خلق گفتند: «و سلام علی المرسلین»، [صافات، 181] این که ما می‌گوییم السلام علیک، [از جنس] آن سلام است و آن سلام هم لفظ نیست، بیان یک حقیقت است.

ادامه مطلب...