درس بيست و پنجم

فالمتقون فيها هم اهل الفضايل، منطقهم الصواب
همان‌گونه كه در درس قبل بيان شد، فضيلت و كمال، عين ذات و حقيقت و هويت پارسايان است، نه وصفي گذرا و يا حتي وصفي دائم براي آنان. نكته‌ي ديگر اين‌كه انسان داراي وجوه متعدد است، بنابراين اهل فضايل است نه فضيلت. انسان اوّلين موجودي است كه بي‌واسطه به دست خداوند آفريده شده است و همه كمالات الهي در وجود او به وديعه نهاده شده است و اگر آن كمالات كه سرّ و پنهان است، آشكار شود «يوم القيامه» برپا مي‌گردد و اگر مستور باشد ولي انسان آن را مشاهده كند «شب قدر» تحقق مي‌يابد و اگر پنهان بماند و كسي تحمل مشاهده‌اش را نداشته، همان مي‌شود كه اكنون هست.

ادامه مطلب...

درس بیست و چهارم

معرفت علت تام تقوا و فضيلت است
رابطه معرفت با تقوا و كسب فضيلت، رابطه عليت است و نه‌تنها معرفت نسبت به تقوا سمت عليت دارد، بلكه معرفتْ علت تام تقواست. يعني فقدان معرفت به فقدان تقوا و فضيلت منتهي مي‌شود و وجود معرفت به وجود تقوا و فضيلت مي‌انجامد و تنها راه كسب تقوا، معرفت است. تربيت‌هاي معرفتي مانند انس و عادت و تلقين در صورتي در كسب تقوا مؤثر است كه به نوعي معرفت بينجامد و گرنه عادات و ملكات پسنديده‌اي خواهد بود كه يقيناً به تقوا و فضايل الهي منتهي نمي‌شود.
با توجه به اين‌كه معرفت نسبت به تقوا و فضيلت سمت عليت دارد و علت، همه‌ي كمالات معلول خودش را دارد، بنابراين معرفت جامع جميع كمالات مربوط به تقواست. يعني حتي اگر كسي متعبد به دين معيني نباشد، به اندازه بهره‌اش از معرفت، از تقواي الهي و فضايل مربوط به آن برخودار خواهد بود.

ادامه مطلب...