آثار

اخلاق و واقعيت

چکيده 

دکتر سید مرتضی حسینی شاهرودی، اخلاق و واقعیت

مسأله ارتباط احکام اخلاقي با واقعيت از مسائل مهم فلسفه اخلاق است. گروهي که اکثريت فيلسوفان اخلاق مغرب زمين را تشکيل مي‏دهند، به نفي آن پرداخته و در مقابل، گروهي نيز آن را پذيرفته‏اند. در اين نوشتار با مطرح نمودن انتقادها و پيامدهاي نادرست نفي رابطه اخلاق و واقعيت بر ارتباط آن دو، تأکيد شده است.

مهم‌ترين پيامد نفي رابطه ميان آن دو، مسأله نسبيت اخلاقي و در نتيجه نفي هرگونه بحث و تبادل نظر درباره آن است؛ چيزي که هيچ عالم صاحب گفتاري در عمل بدان پاي‌بند نيست. ديگر پيامد مهم نفي رابطه ياد شده، انشايي بودن احکام اخلاقي است که اين امر به نوبه‌ي خود پيامدهاي ناپذيرفتني بسياري به دنبال دارد.

از نظر نگارنده، گزاره‏هاي اخلاقي ضرورت دارد و ضرورت آن از ملاحظه تأثير فعل اخلاقي در کمال فاعل آن به دست مي‏آيد و اين نظريه را مي‏توان به‌طور غير مستقيم از گفته‏هاي همه فيلسوفان اخلاق که فعل اخلاقي را هدفمند مي‏دانند، به دست آورد.

واژگان کليدي: واقعيت اخلاقي، نسبيت، هدف.

 

ادامه مطلب...

اخلاق و نسبیت

الهیات و حقوق، مجله تخصصی دانشگاه علوم اسلامی رضوی

زمستان 1384، شماره 18

 

چكيدهاخلاق و نسبیت، سید مرتضی حسینی شاهرودی

يكي از مسائل مهم فلسفه اخلاق، مسأله مطلق يا نسبي بودن احكام و ارزش‌هاي اخلاقي است. صاحب‌نظران و آشنايان به اخلاق نظري، در اين زمينه با ديدگاه‌هاي متفاوتي روبه‌رو بوده و هستند و هر يك فراخور بضاعت علمي و دقّت نظري خود، به اثبات يا نفي برخي از آن‌ها پرداخته‌اند. نويسنده كه در آثار ديگر خويش به اثبات واقعيّت اخلاق و نفي اعتباري و سليقه‌اي بودن آن و نيز صدق‌پذيري آن پرداخته است، در اين جستار با طرح آرا و نظريه‌هاي فيلسوفان اخلاق و آشنايان به اين‌گونه مباحث، به نفي نسبيّت اخلاقي مي‌پردازد و نوعي مطلق‌گرايي اخلاقي را تبيين مي‌كند.

كليد واژگان: نسبيّت‌گرايي فرهنگي،  نسبيّت‌گرايي ذهني، مطلق‌گرايي، هنجارين، توصيفي.

ادامه مطلب...

مراتب معارف الهی

مراتب معارف الهی، دکتر سیدمرتضی حسینی شاهرودی
داستان موساي كليم با خداوند رحيم در قرآن كريم، بهت‌آور و التهاب‌آفرين و مدهوش كننده است؛ آن‌گاه كه حضرت موسي متقاضي ديدار خداوند سبحان مي‌شود، نداي الهي بدو مي‌رسد كه «لن تراني» اما فرمان مي‌دهد كه رسولش به كوه بنگرد؛ در لحظه‌اي، برقي مي‌جهد و كوه متلاشي مي‌شود، زيرا تجلي آني حضرت حق، قامت استوار جبل طور را در هم پيچيده است و براي بنده خاصّ و برگزيده‌اش، علت «لن تراني» را عينيت بخشيده است.
مرتبه و جايگاه حضرت موسي (عليه السلام) اقتضاي چنين واكنش را مي‌طلبيد اما همه‌ي بندگان از اين مرتبه برخوردار نيستند، همان طور كه رسول اكرم، پيغمبر گرامي اسلام (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلّم) در مرتبه‌اي از مراتب خلقت هست كه ربّ جليل ايشان را در خور معراج مي‌داند و اسرار هستي و كاينات و اسرار لاهوت و ناسوت را بر وي آشكار مي‌سازد اما كليم الله از شأن معراج برخوردار نيست.
بنابر اين، مراتب مخلوقات در نزد خالق، آنان را مستعد دريافتن رازها و اسرار در همان حد مي‌كند. در رأس كل هرم خلقت حضرت محمدبن عبدالله (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلّم) و اهل بيت وي قرار دارند كه خداوند آنان را مقرب‌ترين مخلوقات براي رازداني برگزيده است. در نوشتار ذيل، نويسنده تلاش دارد تا اين شأن را از زبان معصوم باز نماياند.

ادامه مطلب...