المرحلة السابعة فی القوة و الفعل - فصل بیست و یکم: کیفیت ربط متغیر به ثابت (برهان یکم بر حرکت جوهری)
فصل بیست و یکم: کیفیت ربط متغیر به ثابت (برهان یکم بر حرکت جوهری) (ص68)
راههای تبیین ربط متغیر به ثابت
راه یکم: حرکت دو جنبه دارد: 1ـ ثابت 2ـ متغیر. از جهت ثبات، به علت ثابت مستند است و از جهت متغیر به حرکات.
راه دوم: حرکت دو قسم است: 1ـ قطعی 2ـ توسطی. توسطی ثابت است و به علت ثابت ربط دارد و قطعی، متغیر است و به اشیاء مادّه ارتباط دارد.
راه سوم: ربط متغیر به ثابت از طریق اعراض و معدات.
راه چهارم: ربط متغیر به ثابت از طریق ذاتی بودن حرکت برای متغیر و سیال بودن طبیعت متحرک «علة المتغیر متغیر و علة الثابت ثابت».
(لقائل ان یقول)، اشکالی که بر همه اینها وارد میشود این است که: اگر هر متجددی به متجددی پیش از خود مستند است، یا به تسلسل میانجامد یا به دور یا به تغییر در ذات حق تعالی، زیرا اگر طبیعت متجدد به متجدد پیش از خود مستند باشد و این سلسله تا بینهایت ادامه یابد، تسلسل است. اگر برخی از آن متجددها مستند به برخی دیگر باشند و آنها نیز به نوبه خود مستند علیه برخی دیگر باشند، دور است و اگر سلسله متغیرها به حق تعالی مستند باشند، مستلزم تغییر در ذات حق تعالی است و تَعالَی الله عَن ذلِکَ عُلُوّاً کَبیراً.
(انّ تجدد الشیئ)، پاسخ یکم ملاصدرا: ضرورت متغیر بودن علت متغیر در جایی است که تغییر، فعل فاعل باشد نه ذاتی که تغییر صفت ذاتی آن باشد. به تعبیر دیگری، آنچه گفته شد در حرکتهای عرضی درست است نه در حرکتهای ذاتی و جوهری، زیرا ذات آن، وجود آن است که خواه مباین با علت باشد خواه مرتبه علت و خواه ظهور علت، مستند به علت ثابت است. حرکت جوهری نسبت به متحرک مانند امکان نسبت به ماهیت یا فقر نسبت به وجود فقری است. همانگونه که حق تعالی عقل اول را جعل (به هر معنایی که باشد) میکند و ماهیت و امکان و مانند آن از لوازم مجعول است و نیاز به علت ندارد و مستند به حق تعالی و واجب الوجود و وجود صرف نیست، ضعف وجود مشکک و فقر وجود امکانی نیز چیزی غیر از مجعول نیست تا نیاز به جعل مستقل داشته باشد بلکه از لوازم تحلیلی مجعول است. حرکت هم همینگونه است. اگر چیزی زائد بر طبیعت باشد، نیازمند به فاعلی است که آن را جعل کند ولی اگر عین طبیعت باشد، جعل طبیعت، به جعل بالتبع آن هم میانجامد.
در اینکه حرکت سرانجام باید به چیزی منتهی شود که متجدد بالذات است، بر اساس همه دیدگاهها موجه است و همه آن را پذیرفتهاند. تفاوت در این است که به نظر جمهور، این حقیقت متجدد بالذات، حرکت و زمان است و به نظر ملاصدرا، طبیعت سیال است.
(و لکل شیئ ثبات)، پاسخ دوم ملاصدرا: بر اساس تشکیک خواه در وجود و خواه در ظهور، قوه، مرتبهای از فعلیت را دارد؛ کثرت، مرتبهای از وحدت را دارد و هر مرتبه ضعیفی در حقیقت مرتبه قوی، به اندازه خود شریک است. قوهای باشد که هیچ سهمی از فعلیت نداشته باشد، ضعفی که هیچ اندازهای از قوت نداشته باشد، کثرتی که هیچ حظی از وحدت نداشته باشد، ممکن نیست. اقتضای تشکیک همین است. بنابراین، همه موجودات متحرک، سهمی از ثبات دارند که اصل و حقیقت آنهاست و از همان جهت به علت فاعلی ثابت مستند میباشند.





