مرحله هشتم: دنباله مباحث مربوط به حرکت - فصل یازدهم: غایت حركت طبیعی
فصل یازدهم: غایت حركت طبیعی (ص214)
غایت هر حركتی رسیدن به نوعی فعلیت یا کمال است. طبق نظر قدما، غایت در حركت أینی طبیعت مشکل است.
از نظر قدما در هر جسمی، مبدأ یك میل مستقیم وجود دارد؛ در هر جسمی قوهای وجود دارد كه اقتضا میكند آن جسم یك حركت مستقیم رو به بالا یا رو به پایین داشته باشد، ازاینرو در مورد عناصر میگفتند در دو عنصر آب و خاك مبدأ میلِ حركتِ مستقیم بهسوی مركز است و در دو عنصر هوا و آتش مبدأ میلِ حركتِ مستقیم بهسوی محیط است.
قدما میگفتند: غایت هر حركت مستقیم طبیعی، میل به پایین یا بالاست (خاك و آب میل به مركز دارند و هوا و آتش میل به بالا (یعنی به محدّد الجهات، بالاترین نقطههای عالم طبیعت). ولی این غایات، قابل وصول نیستند، زیرا مركز عالم كه مركز كره زمین است، یك نقطه بیشتر نیست و وصول به چنین نقطهای امكان ندارد. حكما معتقدند كه قسر دائم وجود ندارد، یعنی محال است كه یك مبدأ میلی در طبیعتی وجود داشته باشد كه هیچ وقت هیچ فردی از افراد این طبیعت ـ یا اكثریت افرادش ـ به آن نرسند.
هوا كه میل دارد خودش را به سطح مقعّر فلك برساند، هیچ وقت به سطح مقعّر فلك نمیرسد، زیرا هوا دون كره آتش است و تازه خود آتش هم فقط یك سطحی از آن به سطح مقعّر فلك میرسد و باقی آتشها نمیرسند.
پاسخ: هر كدام از عناصر، مکان طبیعی جداگانهای دارند. مکان طبیعی به حسب ترتیب طبیعی است. مکان طبیعی خاك این است كه مركز كره خاك منطبق بر مركز عالم باشد، نه اینكه تمام ذرات خاك در مركز عالم قرار بگیرند. مکان طبیعی آب هم مركز عالم نیست بلكه مرتبهای بالای مرتبه خاك است. مکان طبیعی هوا مرتبهای بالای مرتبه آب است و مکان طبیعی آتش هم مرتبهای بالاتر از آن است. پس واقعاً چنین نیست كه میل مستقیم هوا این باشد كه خودش را به سطح فلك برساند و همیشه هم ممنوع از این باشد و نیز میل مستقیم آب این باشد كه خودش را به مركز عالم برساند و همیشه هم ممنوع باشد.





